امروزه در بورسهای پیشرفته معاملهگرانی حضور دارند که با بهرهگیری از سامانههای فوقسریع میتوانند اقدام به دریافت اطلاعات، پردازش آنها و ارسال سفارشها در بازههای زمانی بسیار کوتاه، در حد چند نانوثانیه کنند؛ درواقع بازارها چنان سریع شدهاند که سرمایهگذاران خرد حتی قادر به تشخیص سرعت این تغییرات هم نیستند و در شرایطی همواره یک گام عقبتر از سرمایهگذاران بزرگ هستند که اختلاف در ارسال سفارش توسط آنها، حتی در حد چند نانوثانیه میتواند منجر به از دست رفتن موقعیت کسب سود شود. اما واقعیت حاضر در بازارها، این پرسش را مطرح میکند که چگونه بازارهای مالی به این نقطه رسیدند؟
این تغییر در موازنه رقابت، تصادفی یا ناگهانی نبوده است. طی سالهای گذشته، ساختار بازارهای مالی بهتدریج به سمتی حرکت کرده که در آن سرعت اجرا به یکی از عوامل اصلی موفقیت در معاملات تبدیل شده است. نقطه آغاز این تحول را میتوان در گسترش استفاده از الگوریتمهای معاملاتی دانست؛ الگوریتمهایی که با اتصال مستقیم به درگاههای معاملاتی از طریق رابطهای برنامهنویسی کاربردی (API)، امکان ارسال خودکار و بسیار سریع سفارشها را فراهم میکردند. اعطای چنین امکانی به الگوریتمها بود که رقابت بر سر سرعت را به یکی از ویژگیهای پایدار بازارهای مالی مدرن بدل ساخت و بازیگران بزرگ را وارد مسابقهای فزاینده برای کاهش زمان دریافت داده، پردازش اطلاعات و ارسال سفارش کرد. در این راستا سرمایهگذاریهای کلانی به سمت توسعه نرمافزارهای فوقسریع، سیستمعاملهای بهینهشده و حتی سختافزارهای اختصاصی برای پردازش در مقیاس نانوثانیه هدایت شدند. حاصل این روند، ظهور معاملات پربسامد بود؛ معاملاتی که در آن کل فرآیند تصمیمگیری و ارسال سفارش در کسری از ثانیه انجام میشود و نقش انسان به حداقل میرسد.
گسترش معاملات پربسامد و افزایش تقاضا برای این نوع از معاملات، بورسها را نیز وادار کرد تا زیرساختهای خود را متناسب با این سطح از سرعت بازطراحی کرده و ارتقاء دهند. ارتقای توان پردازش هسته معاملات، بهروزرسانی شبکههای ارتباطی، ایجاد مراکز داده (Data Centers) و ارائه خدمات هممکانی (Colocation) ازجمله اقداماتی بود که برای پاسخ به نیاز معاملات فوقسریع در دستور کار قرار گرفت. با استفاده از این خدمات، کارگزاران توانستند سرورهای خود را در نزدیکی هسته معاملات مستقر کنند و با کاهش فاصله فیزیکی بین سرورهای کارگزاری و هسته معاملات، زمان دریافت دادههای بازار و ارسال سفارشها را به حداقل ممکن برسانند.
با گسترش این روند، مسئله عدالت معاملاتی بهتدریج به یکی از دغدغههای اصلی ناظران بازار تبدیل شد. دسترسی به چنین زیرساختها و فناوریهایی برای همه سرمایهگذاران امکانپذیر نبود و شکاف میان توان فنی بازیگران بزرگ و امکانات سرمایهگذاران خرد روزبهروز عمیقتر میشد. در چنین شرایطی، پرسش از نقش بورسها و نهادهای ناظر در ایجاد تعادل و جلوگیری از حذف سرمایهگذاران خرد از چرخه رقابت، اهمیتی دوچندان یافت.
در واکنش به این چالشها، بورسهای بزرگ جهان مجموعهای از اقدامات تنظیمگرانه را در دستور کار قرار دادهاند که هدف مشترک آنها، کاهش اثر مزیت سرعت و حفظ جایگاه سرمایهگذاران خرد در بازار است. مهمترین این اقدامات عبارتاند از:
مهاجرت بورسها به فضای ابری و دسترسی برابر
یکی از اقدامات بنیادین بورسهای بزرگ، انتقال زیرساختهای معاملاتی به فضای ابری است. برای نمونه، بورس نزدک اعلام کرده بخشهایی از هسته معاملات خود را به زیرساختهای ابری شرکت آمازون منتقل کرده و انتقال سایر بخشها نیز در حال انجام است. بورس نیویورک نیز برنامه مشابهی آماده کرده و در همین مسیر گام برمیدارد.
این مهاجرت چند پیامد اساسی در پی دارد: نخست آنکه بورسها میتوانند تمرکز خود را از توسعه و نگهداری فناوریهای پیشرفته برداشته و بر نقش اصلی خود، یعنی تنظیمگری و نظارت، متمرکز شوند. دوم آنکه استفاده از دیتاسنترهای متعدد آمازون که در نقاط مختلفی مستقر هستند، امکان دسترسی برابر و کمتأخیر را در نقاط مختلف برای عموم فراهم میکند و درنتیجه نیاز به خدمت هممکانی سنتی کاهش مییابد. سوم اینکه استانداردهای امنیتی و پایداری در فضای ابری نسبت به زیرساختهای مستقل بورسها بالاتر است و نیاز بورسها به سرمایهگذاری دائمی در این حوزه را کاهش میدهد.
تغییر اولویت قیمت-زمان برای حمایت از سرمایهگذاران خرد
برخی بورسها قواعد اولویتبندی سفارشها را نیز بازنگری کردند تا مزیت سرعت صرفاً در اختیار معاملهگران فوقسریع نباشد. برای مثال، بورس شیکاگو نخستین بازاری بود که اولویت «قیمت-زمان» را به «قیمت- سرمایهگذار خرد- زمان» تغییر داد. در این مدل، اگر یک معاملهگر خرد و یک الگوریتم، سفارشی با قیمت یکسان ثبت کنند، سیستم اجرای سفارش معاملهگر خرد را در اولویت قرار میدهد. این اقدام تلاشی آشکار برای حفظ عدالت در بازار است.
بهکارگیری حراجهای گسسته به جای معاملات پیوسته
اقدام مهم دیگر، بهکارگیری «حراجهای گسسته» در جلسات معاملاتی است. در بازارهایی مانند شیکاگو، بهجای انجام معاملات بهصورت پیوسته، انطباق سفارشها در بازههای زمانی بسیار کوتاه (مثلاً ۵۰ میلیثانیه) صورت میگیرد؛ یعنی دیگر در هرلحظه از زمان امکان انجام معامله وجود ندارد و تنها در بازههای زمانی بسیار کوتاه معاملات انجام میشود. این موضوع در ظاهر، برای سرمایهگذاران خرد تغییری ایجاد نمیکند، اما این توقفهای بسیار کوتاه، عملاً ترمز مسابقه سرعت در مقیاس میکروثانیه را میکشد و میدان بازی را برای فعالان کوچکتر قابلرقابتتر میکند.
راهاندازی سفارشهای مبتنی بر هوش مصنوعی
برخی بورسها برای کمک به معاملهگران خرد، تصمیم گرفتهاند ابزارهای پیشرفتهتری در اختیار آنها قرار دهند. بهعنوانمثال، بورس نزدک برای نخستین بار نوعی سفارش مبتنی بر هوش مصنوعی معرفی کرده است. این سفارش با تحلیل بیش از ۱۴۰ شاخص مرتبط با بازار، تصمیم میگیرد سفارش در چه زمانی، با چه سرعتی و به چه شکلی اجرا شود تا بهترین نتیجه برای معاملهگر خرد حاصل شود. چنین سفارشی قدرت رقابت با الگوریتمهای حاضر در بازار را دارا است.
این تجربهها و اقدامات تنظیمگرانه بورسهای پیشرفته، برای بازار سرمایه ایران نیز، هرچند هنوز با فاصلهای معنادار از بازارهای پیشرفته در حوزه معاملات پربسامد قرار دارد، واجد اهمیت راهبردی است. تجربه جهانی نشان میدهد که توسعه فناوریهای معاملاتی، حتی اگر با تأخیر، نهایتاً به بازارهای درحالتوسعه نیز سرایت خواهد کرد و غفلت از طراحی چهارچوبهای تنظیمگرانه متناسب با آن، میتواند در آینده به تعمیق نابرابری میان بازیگران بازار منجر شود. ازاینرو، بازار سرمایه ایران این فرصت را دارد که پیش از گسترش کامل معاملات الگوریتمی و رقابت بر سر سرعت، با الهام از تجارب بینالمللی، مسیر توسعه فناوری را همزمان با ملاحظات عدالت معاملاتی و حمایت از سرمایهگذاران خرد طراحی کند. آیندهای پایدار برای بازار سرمایه ایران نه در ممانعت از نوآوری، بلکه در پیشبینی هوشمندانه پیامدهای آن و تنظیمگری پیشدستانه رقم خواهد خورد.