خانه مقالات و پژوهش‌هایی در بازار سرمایه چالش‌های اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مشتقه: مقایسه IFRS7 و استاندارد حسابداری ۳۷ ایران
چالش‌های اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مشتقه: مقایسه IFRS7 و استاندارد حسابداری ۳۷ ایران

چالش‌های اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مشتقه: مقایسه IFRS7 و استاندارد حسابداری ۳۷ ایران


چکیده

گسترش استفاده از ابزارهای مشتقه مالی در بازارهای مالی، نقش مهمی در مدیریت ریسک واحدهای تجاری ایفا می‌کند، اما در عین حال، پیچیدگی‌های قابل‌ملاحظه‌ای را در حوزه شناسایی، اندازه‌گیری و افشای اطلاعات مالی به همراه دارد. ماهیت اهرمی، ارزش‌گذاری مبتنی بر متغیرهای بازار و وابستگی شدید این ابزارها به برآوردها و مفروضات، گزارشگری مالی آنها را به یکی از چالش‌برانگیزترین حوزه‌های حسابداری معاصر تبدیل کرده است. در این راستا، استاندارد بین‌المللی گزارشگری مالی IFRS7 با تأکید بر الزامات افشای جامع ریسک‌ها و اطلاعات کیفی و کمی مرتبط با ابزارهای مالی، چهارچوب نسبتاً منسجمی را ارائه می‌دهد. در ایران نیز استاندارد حسابداری شماره ۳۷ با هدف ارتقای شفافیت افشا در زمینه ابزارهای مالی تدوین شده است. هدف این مقاله، تبیین و تشریح چالش‌های مرتبط با اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مشتقه مالی با تمرکز بر IFRS7 و استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران است. پژوهش حاضر از نوع علمی-ترویجی بوده و با اتکا بر منابع منتخب، به بررسی ماهیت ابزارهای مشتقه، الزامات اندازه‌گیری آنها و چالش‌های افشای ریسک‌های مالی می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که پیچیدگی روش‌های ارزش‌گذاری، اتکای گسترده بر قضاوت حرفه‌ای و دشواری ارائه اطلاعات قابل‌فهم برای استفاده‌کنندگان، از مهم‌ترین چالش‌های مشترک در چهارچوب این استانداردها به‌شمار می‌رود. بدین ترتیب، توجه به افشای شفاف، منسجم و قابل‌اتکا می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت گزارشگری مالی و تصمیم‌گیری استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی ایفا کند.

مقدمه
در دهه‌های اخیر، گسترش ابزارهای نوین مالی و پیچیده‌تر شدن فعالیت‌های واحدهای تجاری، نقش ابزارهای مشتقه مالی را در مدیریت ریسک به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است. ابزارهای مشتقه، به‌عنوان قراردادهایی که ارزش آنها از یک دارایی پایه، نرخ یا شاخص مشخص مشتق می‌شود، در ابتدا با هدف پوشش ریسک‌هایی نظیر نوسانات نرخ ارز، نرخ بهره و قیمت کالاها مورد استفاده قرار گرفتند. با این حال، ماهیت پیچیده این ابزارها و تنوع بالای آنها، گزارشگری مالی مربوط به اندازه‌گیری و افشای این ابزارها را به یکی از چالش‌برانگیزترین حوزه‌های حسابداری مالی تبدیل کرده است. از یک‌سو، ابزارهای مشتقه اغلب فاقد جریان‌های نقدی اولیه بااهمیت هستند و از سوی دیگر، ارزش آنها به متغیرهایی وابسته است که به‌طور مداوم در حال تغییرند. همین ویژگی‌ها باعث شده است که شناسایی، اندازه‌گیری و ارائه اطلاعات مربوط به این ابزارها در صورت‌های مالی، نیازمند قضاوت حرفه‌ای گسترده و استفاده از مدل‌های ارزش‌گذاری پیچیده باشد. در چنین شرایطی، افشای مناسب اطلاعات مرتبط با ابزارهای مشتقه، نقش مهمی در ارتقای شفافیت گزارشگری مالی و افزایش قابلیت اتکای اطلاعات برای استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی ایفا می‌کند.
در سطح بین‌المللی، استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی (IFRS) تلاش کرده‌اند با تدوین استانداردهای خاص، چهارچوب مناسبی را برای گزارشگری ابزارهای مالی، به‌ویژه ابزارهای مشتقه، فراهم کنند. در این میان، استاندارد IFRS7 با تمرکز بر افشای اطلاعات مرتبط با ابزارهای مالی و ریسک‌های ناشی از آنها، نقش کلیدی در شفاف‌سازی وضعیت ریسک واحدهای تجاری بر عهده دارد. این استاندارد، واحدهای تجاری را ملزم می‌کند که اطلاعاتی ترکیبی از افشاهای کمی و کیفی را ارائه کنند تا استفاده‌کنندگان بتوانند ماهیت، میزان و پیامدهای ریسک‌های مالی را بهتر درک کنند. در مقابل، در محیط گزارشگری مالی ایران، استاندارد حسابداری شماره ۳۷ به مسئله ابزارهای مالی و از جمله ابزارهای مشتقه پرداخته است. هرچند این استاندارد در زمان تدوین خود گامی مهم در جهت سامان‌دهی گزارشگری ابزارهای مالی محسوب می‌شد، اما تفاوت‌های ساختاری و محتوایی آن با استانداردهای بین‌المللی، به‌ویژه در حوزه افشا، موجب شده است که گزارشگری ابزارهای مشتقه در ایران با ویژگی‌ها و محدودیت‌های خاصی همراه باشد. این موضوع اهمیت بررسی همزمان الزامات IFRS7 و استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران را دوچندان می‌کند.
با توجه به اهمیت اطلاعات مربوط به ابزارهای مشتقه برای سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان و سایر استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی، شناخت چالش‌های مرتبط با اندازه‌گیری و افشای این ابزارها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مقاله حاضر با ماهیتی علمی-ترویجی و با تکیه بر منابع موجود، به بررسی چالش‌های اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مشتقه مالی با تمرکز بر استاندارد IFRS7 و استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران می‌پردازد. هدف اصلی این مقاله، تبیین مفاهیم، الزامات و چالش‌های گزارشگری این ابزارها و کمک به درک بهتر آنها توسط جامعه حرفه‌ای حسابداری است.

مروری بر ابزارهای مشتقه مالی و ماهیت پیچیده گزارشگری آنها
ابزارهای مشتقه مالی به گروهی از ابزارهای مالی اطلاق می‌شوند که ارزش آنها از تغییرات یک دارایی پایه، نرخ یا شاخص خاص مشتق می‌شود. دارایی پایه می‌تواند شامل دارایی‌های واقعی مانند کالاها، دارایی‌های مالی نظیر سهام و اوراق بدهی، یا متغیرهایی همچون نرخ ارز، نرخ بهره و شاخص‌های قیمتی باشد. آنچه ابزارهای مشتقه را از سایر ابزارهای مالی متمایز می‌کند، وابستگی مستقیم ارزش آنها به نوسانات عوامل پایه و وجود سازوکارهای قراردادی خاص در تعیین تعهدات طرفین قرارداد است.
قراردادهای آتی، پیمان‌های آتی، اختیار معامله و قراردادهای معاوضه از مهم‌ترین انواع ابزارهای مشتقه به‌شمار می‌روند. این ابزارها، هرچند از نظر ساختار حقوقی و شیوه تسویه با یکدیگر تفاوت دارند، اما همگی در این ویژگی مشترک‌اند که معمولاً در زمان انعقاد، مستلزم پرداخت اولیه بااهمیتی نیستند و ارزش آنها در طول زمان و متناسب با تغییر شرایط بازار دچار نوسان می‌شود. همین موضوع سبب می‌شود که شناسایی و اندازه‌گیری این ابزارها در مقایسه با دارایی‌ها و بدهی‌های متعارف، پیچیدگی بیشتری داشته باشد.
در عمل، ابزارهای مشتقه برای اهداف متنوعی مورد استفاده قرار می‌گیرند که رایج‌ترین آنها مدیریت و پوشش ریسک است. واحدهای تجاری از این ابزارها به‌منظور کاهش اثرات نامطلوب نوسانات قیمت، نرخ ارز یا نرخ بهره بر عملکرد مالی خود بهره می‌برند. با این حال، در برخی موارد، ابزارهای مشتقه با اهداف معاملاتی یا کسب سود از نوسانات بازار نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. تنوع اهداف کاربردی ابزارهای مشتقه، خود عاملی است که بر نحوه گزارشگری، اندازه‌گیری و افشای آنها در صورت‌های مالی اثر می‌گذارد.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ابزارهای مشتقه، اتکای گسترده آنها به برآوردها و مفروضات است. برخلاف دارایی‌های مشهود یا حتی بسیاری از ابزارهای مالی ساده، ارزش ابزارهای مشتقه اغلب از طریق مدل‌های ارزش‌گذاری تعیین می‌شود. این مدل‌ها متکی بر فرضیاتی درباره رفتار آینده متغیرهای بازار هستند؛ فرضیاتی که همواره با درجه‌ای از عدم قطعیت همراه‌اند. بنابراین، اطلاعات گزارش‌شده درباره ابزارهای مشتقه، نه‌تنها بازتابی از شرایط فعلی بازار، بلکه متأثر از قضاوت حرفه‌ای تهیه‌کنندگان صورت‌های مالی نیز هست.
پیچیدگی ذاتی ابزارهای مشتقه باعث می‌شود که استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی، بدون افشای کافی و شفاف، درک مناسبی از اثر این ابزارها بر وضعیت مالی و عملکرد واحد تجاری نداشته باشند. به همین دلیل، گزارشگری ابزارهای مشتقه صرفاً به شناسایی و اندازه‌گیری آنها محدود نمی‌شود، بلکه افشای اطلاعات مرتبط با ماهیت قراردادها، اهداف نگهداری، ریسک‌های ناشی از آنها و شیوه مدیریت این ریسک‌ها، نقش اساسی در تکمیل تصویر ارائه‌شده در صورت‌های مالی ایفا می‌کند.
در این چهارچوب، افشای اطلاعات مربوط به ابزارهای مشتقه به‌عنوان مکمل فرآیند اندازه‌گیری تلقی می‌شود. حتی اگر اندازه‌گیری این ابزارها بر اساس روش‌های پذیرفته‌شده انجام شود، نبود افشای کافی می‌تواند منجر به برداشت ناقص یا حتی گمراه‌کننده استفاده‌کنندگان شود. این موضوع به‌ویژه در مورد ابزارهایی که در بازارهای فعال معامله نمی‌شوند یا دارای ساختارهای پیچیده قراردادی هستند، اهمیت بیشتری می‌یابد.
بر اساس مطالب مطرح‌شده در منابع مورداستفاده، می‌توان گفت که ابزارهای مشتقه مالی در نقطه تلاقی دو چالش اساسی قرار دارند: از یک‌طرف، چالش اندازه‌گیری که ناشی از نوسانات مستمر و اتکا به مدل‌های ارزش‌گذاری است و از سوی دیگر، چالش افشا که به انتقال شفاف و قابل‌فهم اطلاعات مرتبط با این ابزارها برای استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی مربوط می‌شود. این دو چالش به‌طور مستقیم بر کیفیت گزارشگری مالی اثر می‌گذارند و زمینه‌ساز تدوین استانداردهای خاص در سطح بین‌المللی و ملی شده‌اند.
در مجموع، شناخت ماهیت ابزارهای مشتقه مالی و درک ویژگی‌هایی که گزارشگری آنها را پیچیده می‌سازد، پیش‌نیاز بررسی الزامات استانداردهای حسابداری در این حوزه است. ازاین‌رو، در ادامه مقاله، الزامات مربوط به اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مشتقه مالی بر اساس استاندارد IFRS7 و استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران مورد توجه قرار می‌گیرد تا چهارچوب نظری لازم برای بررسی چالش‌های گزارشگری این ابزارها فراهم شود.

چالش‌های اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه مالی
اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه مالی یکی از پیچیده‌ترین مراحل گزارشگری این ابزارها محسوب می‌شود. این پیچیدگی پیش از هر چیز ناشی از ماهیت قراردادی و اتکای ارزش این ابزارها به متغیرهای بازار است. برخلاف بسیاری از دارایی‌ها و بدهی‌های متعارف که بر مبنای بهای تمام‌شده تاریخی یا ارزش‌های قابل‌مشاهده در بازار اندازه‌گیری می‌شوند، ابزارهای مشتقه اغلب فاقد قیمت‌های قابل‌اتکا و مستقیم هستند و اندازه‌گیری آنها مستلزم استفاده از مدل‌ها و روش‌های برآوردی است.
یکی از مهم‌ترین چالش‌های اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه، اتکا به ارزش منصفانه به‌عنوان مبنای اصلی اندازه‌گیری است. ارزش منصفانه مفهومی است که فرض می‌کند دارایی یا بدهی در یک معامله منظم بین فعالان بازار و در شرایط عادی بازار مبادله شود. با این حال، در مورد بسیاری از ابزارهای مشتقه، به‌ویژه آنهایی که در بازارهای غیررسمی یا خارج از بورس معامله می‌شوند، تعیین ارزش منصفانه با دشواری همراه است. نبود بازار فعال، موجب می‌شود که قیمت‌های قابل‌مشاهده‌ای برای این ابزارها وجود نداشته باشد و واحدهای تجاری ناگزیر به استفاده از روش‌های غیرمستقیم ارزش‌گذاری شوند.
استفاده از مدل‌های ارزش‌گذاری، خود منبع دیگری از چالش‌های اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه است. این مدل‌ها بر پایه مفروضاتی درباره نرخ‌های بهره، نوسانات آتی، نرخ تنزیل و سایر متغیرهای اقتصادی بنا می‌شوند. انتخاب این مفروضات، به‌شکل قابل‌توجهی وابسته به قضاوت حرفه‌ای تهیه‌کنندگان صورت‌های مالی است. ازآنجاکه تغییرات اندک در مفروضات می‌تواند منجر به تفاوت‌های بااهمیت در نتایج اندازه‌گیری شود، قابلیت مقایسه اطلاعات مالی میان واحدهای تجاری ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
یکی دیگر از چالش‌های مهم در اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه، زمان‌شناسی شناسایی سود و زیان ناشی از تغییرات ارزش آنها است. ازآنجاکه ارزش ابزارهای مشتقه به‌طور مداوم در حال تغییر است، ثبت تغییرات ارزش در دوره‌های مالی مختلف می‌تواند نوسانات قابل‌توجهی در سود یا زیان گزارش‌شده ایجاد کند. این نوسانات، به‌ویژه در مواردی که ابزارهای مشتقه با اهداف پوشش ریسک مورد استفاده قرار می‌گیرند، ممکن است تصویری متفاوت از عملکرد مالی واحد تجاری را ارائه دهد، درحالی‌که هدف اصلی استفاده از این ابزارها، کاهش ریسک بوده است.
در چهارچوب استانداردهای حسابداری، تمایز میان ابزارهای مشتقه نگهداری‌شده برای مقاصد معاملاتی و ابزارهای مورداستفاده در پوشش ریسک، بر نحوه اندازه‌گیری و شناسایی آثار مالی آنها اثرگذار است. با این حال، تشخیص و طبقه‌بندی صحیح این ابزارها همواره ساده نیست. نبود مستندات کافی یا پیچیدگی روابط پوشش ریسک می‌تواند باعث شود که برخی ابزارها نتوانند شرایط لازم برای برخورداری از رویه‌های خاص پوشش ریسک را احراز کنند. در چنین مواردی، آثار اندازه‌گیری آنها مستقیماً در سود و زیان شناسایی می‌شود که این امر خود بر نوسان‌پذیری نتایج مالی می‌افزاید.
چالش دیگر اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه به موضوع قابلیت اتکای اطلاعات مربوط می‌شود. هرچند ارزش منصفانه از منظر مربوط بودن اطلاعات، مزایای قابل‌توجهی دارد، اما زمانی‌که این ارزش مبتنی بر مدل‌ها و ورودی‌های غیرقابل‌مشاهده در بازار باشد، قابلیت اتکای آن زیر سؤال می‌رود. در چنین شرایطی، استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی ممکن است در ارزیابی دقت و عینیت ارقام گزارش‌شده با دشواری مواجه شوند، به‌ویژه زمانی‌که توضیحات مکمل و افشای کافی در خصوص مبانی اندازه‌گیری ارائه نشده باشد.
در محیط گزارشگری مالی ایران نیز این چالش‌ها به‌شکل خاصی نمود می‌یابد. محدودیت‌های بازارهای مالی، توسعه‌نیافتگی نسبی ابزارهای مشتقه و دسترسی محدود به داده‌های بازار، فرآیند اندازه‌گیری این ابزارها را با پیچیدگی بیشتری همراه می‌سازد. در چنین شرایطی، واحدهای تجاری ناگزیرند بیش از گذشته به برآوردها و قضاوت‌های حرفه‌ای اتکا کنند. این موضوع اهمیت وجود راهنمایی‌های روشن در استانداردهای حسابداری را در زمینه اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه دوچندان می‌کند.
بر اساس مطالب ارائه‌شده در منابع موردبررسی، می‌توان نتیجه گرفت که چالش‌های اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه مالی، صرفاً به جنبه‌های فنی ارزش‌گذاری محدود نمی‌شود، بلکه عواملی نظیر قضاوت حرفه‌ای، شرایط بازار، نحوه طبقه‌بندی ابزارها و ارتباط آنها با اهداف مدیریت ریسک واحد تجاری نیز در شکل‌گیری این چالش‌ها نقش دارند. این مجموعه عوامل موجب می‌شود که اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه، فرآیندی پیچیده و چندبعدی باشد که نیازمند توجه همزمان به الزامات استانداردی و واقعیت‌های اقتصادی محیط فعالیت واحد تجاری است.
در ادامه مقاله، بر بعد دیگری از گزارشگری ابزارهای مشتقه، یعنی چالش‌های افشای اطلاعات مربوط به این ابزارها، تمرکز خواهد شد؛ بخشی که نقش آن در ارتقای شفافیت و فهم‌پذیری صورت‌های مالی، مکمل چالش‌های اندازه‌گیری تلقی می‌شود.

چالش‌های افشای ابزارهای مشتقه مالی با تمرکز بر IFRS7
افشای اطلاعات مربوط به ابزارهای مشتقه مالی، یکی از ارکان اساسی گزارشگری مالی این ابزارها محسوب می‌شود. با توجه به ماهیت پیچیده ابزارهای مشتقه و آثار بالقوه بااهمیت آنها بر وضعیت مالی و عملکرد واحد تجاری، صرف شناسایی و اندازه‌گیری این ابزارها برای انتقال تصویری شفاف به استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی کافی نیست. در این میان، استاندارد IFRS7 با هدف ارتقای شفافیت و فراهم‌سازی اطلاعات مفید درباره ماهیت و میزان مخاطرات ناشی از ابزارهای مالی، چهارچوب نسبتاً جامعی را برای افشای ابزارهای مشتقه ارائه کرده است.
یکی از چالش‌های اصلی افشای ابزارهای مشتقه در چارچوب IFRS7، گستردگی و تنوع الزامات افشاست. این استاندارد واحدهای تجاری را ملزم می‌کند که مجموعه‌ای از اطلاعات کمی و کیفی را در خصوص ابزارهای مالی ارائه کنند؛ اطلاعاتی که شامل ماهیت ابزارها، اهداف نگهداری، سیاست‌های مدیریت ریسک، میزان در معرض ریسک بودن و آثار مالی ناشی از این ابزارها است. در عمل، گردآوری، طبقه‌بندی و ارائه منسجم این حجم از اطلاعات، به‌ویژه در واحدهایی که از ابزارهای مشتقه متنوع استفاده می‌کنند، با پیچیدگی همراه است.
یکی دیگر از چالش‌های افشا، لزوم برقراری ارتباط معنادار میان اطلاعات عددی و توضیحات کیفی است. IFRS7 تأکید دارد که افشاها نباید صرفاً مبتنی بر ارقام باشند، بلکه باید با توضیحاتی همراه شوند که ماهیت ریسک‌ها و نحوه مدیریت آنها را برای استفاده‌کنندگان تبیین کند. با این حال، ایجاد این پیوند در عمل ساده نیست. ارائه اطلاعات عددی بدون زمینه توضیحی کافی، یا بالعکس ارائه توضیحات کلی بدون پشتیبانی داده‌های کمی، می‌تواند از اثربخشی افشا بکاهد.
افشای ریسک‌های مالی از دیگر محورهای مهم IFRS7 است که در خصوص ابزارهای مشتقه اهمیت ویژه‌ای دارد. این استاندارد بر افشای ریسک‌هایی نظیر ریسک بازار، ریسک اعتباری و ریسک نقدینگی تأکید می‌کند. ابزارهای مشتقه به‌طور مستقیم با ریسک بازار در ارتباط‌ هستند، اما در کنار آن می‌توانند ریسک‌های دیگری را نیز برای واحد تجاری ایجاد یا تشدید کنند. شناسایی و توصیف دقیق این ریسک‌ها و تفکیک آثار هر یک از آنها، مستلزم درک عمیق ساختار قراردادهای مشتقه و شرایط بازار است؛ امری که خود به پیچیدگی فرآیند افشا می‌افزاید.
از منظر افشای کمی، IFRS7 واحدهای تجاری را ملزم می‌کند که میزان حساسیت نتایج مالی را نسبت به تغییرات متغیرهای اصلی بازار، نظیر نرخ بهره یا نرخ ارز، افشا کنند. تهیه این نوع افشاها مستلزم انجام تحلیل‌های حساسیت و برآورد آثار سناریوهای مختلف است. انجام این تحلیل‌ها، به‌ویژه در محیط‌های اقتصادی با نوسانات شدید، می‌تواند با عدم قطعیت و هزینه اجرایی همراه بوده و نتایج آن نیز تا حد زیادی به مفروضات انتخاب‌شده وابسته باشد.
چالش دیگر افشای ابزارهای مشتقه بر اساس IFRS7، موضوع قابلیت فهم استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی است. هرچند هدف اصلی این استاندارد افزایش شفافیت است، اما حجم بالای اطلاعات و استفاده از مفاهیم تخصصی ممکن است باعث شود که برخی استفاده‌کنندگان غیرحرفه‌ای درک روشنی از اطلاعات افشاشده نداشته باشند. در چنین شرایطی، خطر آن وجود دارد که افشاهای گسترده، به‌جای افزایش شفافیت، به پیچیدگی گزارشگری مالی بیفزاید.
در ارتباط با ابزارهای مشتقه مورداستفاده در پوشش ریسک، IFRS7 افشاهای خاصی را در نظر گرفته است. این افشاها شامل توصیف روابط پوشش ریسک، ابزارهای به‌کاررفته، اقلام پوشش‌داده‌شده و میزان اثربخشی پوشش است. تهیه این اطلاعات مستلزم وجود سیستم‌های اطلاعاتی مناسب و مستندات دقیق است. نبود چنین زیرساخت‌هایی می‌تواند اجرای کامل الزامات افشایی را با دشواری مواجه سازد.
علاوه بر این، تطبیق افشاهای ارائه‌شده با سایر اجزای صورت‌های مالی از دیگر چالش‌های عملی است. اطلاعات مربوط به ابزارهای مشتقه معمولاً در یادداشت‌های توضیحی ارائه می‌شود، اما استفاده‌کنندگان انتظار دارند ارتباط منطقی و سازگار بین این اطلاعات و اقلام صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان‌های نقدی وجود داشته باشد. اطمینان از این سازگاری، نیازمند هماهنگی میان بخش‌های مختلف گزارشگری مالی واحد تجاری است.
در مجموع، الزامات افشای ابزارهای مشتقه مالی بر اساس IFRS7، در عین فراهم‌سازی چهارچوبی جامع برای افزایش شفافیت، چالش‌های متعددی را برای واحدهای تجاری ایجاد می‌کند. این چالش‌ها عمدتاً به پیچیدگی ابزارها، حجم بالای اطلاعات موردنیاز، اتکای افشاها به برآوردها و مفروضات و ضرورت برقراری تعادل میان جامعیت افشا و قابلیت فهم اطلاعات، مربوط می‌شود. شناخت این چالش‌ها، زمینه لازم را برای بررسی وضعیت افشای ابزارهای مشتقه در چهارچوب استانداردهای حسابداری ایران فراهم می‌سازد؛ موضوعی که در بخش بعدی مقاله به آن پرداخته خواهد شد.
چالش‌های افشای ابزارهای مشتقه مالی در استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران و مقایسه اجمالی با IFRS7
افشای اطلاعات مربوط به ابزارهای مشتقه مالی در محیط گزارشگری مالی ایران، در چهارچوب استاندارد حسابداری شماره ۳۷ صورت می‌گیرد. این استاندارد با هدف ارائه اصول کلی شناسایی، اندازه‌گیری و افشای ابزارهای مالی تدوین شده است و تلاش می‌کند حداقل الزامات لازم را برای انعکاس آثار مالی این ابزارها در صورت‌های مالی فراهم آورد. با این حال، ماهیت خاص ابزارهای مشتقه و ویژگی‌های بازار مالی ایران موجب شده است که فرآیند افشای این ابزارها با چالش‌هایی همراه باشد که بررسی آنها برای درک بهتر کیفیت گزارشگری مالی حائز‌اهمیت است.
یکی از چالش‌های اصلی افشای ابزارهای مشتقه بر اساس استاندارد حسابداری شماره ۳۷، سطح کلی و نسبتاً محدود الزامات افشا است. در این استاندارد، افشاها بیشتر بر ارائه اطلاعات کلی درباره ماهیت ابزارهای مالی و مبلغ‌های شناسایی‌شده در صورت‌های مالی متمرکز است و جزئیات گسترده‌ای در خصوص ریسک‌های مرتبط، حساسیت به تغییرات متغیرهای بازار یا نحوه مدیریت ریسک به‌طور نظام‌مند مورد تأکید قرار نگرفته است. این موضوع می‌تواند منجر به تفاوت قابل‌توجهی در میزان و کیفیت اطلاعات افشاشده میان واحدهای تجاری شود.
در مقایسه اجمالی با IFRS7، می‌توان مشاهده کرد که استاندارد بین‌المللی توجه ویژه‌ای به افشای ریسک‌های مالی و آثار آنها بر وضعیت مالی واحد تجاری دارد. درحالی‌که IFRS7 واحدها را ملزم به ارائه افشاهای کمی و کیفی تفصیلی در خصوص ریسک بازار، ریسک اعتباری و ریسک نقدینگی می‌کند، استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران بیشتر به چهارچوبی عمومی برای افشا بسنده کرده است. این تفاوت رویکرد، یکی از زمینه‌های اصلی بروز چالش در مقایسه‌پذیری گزارشگری مالی می‌باشد.
چالش دیگر افشای ابزارهای مشتقه در استاندارد حسابداری شماره ۳۷، محدود بودن راهنمایی‌های اجرایی در خصوص نحوه ارائه اطلاعات است. نبود دستورالعمل‌های دقیق درباره ساختار افشاها، نوع اطلاعات موردانتظار و میزان تفکیک‌پذیری اقلام، می‌تواند باعث شود که افشاهای ارائه‌شده از نظر محتوایی ناهمگون باشند. در چنین شرایطی، استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی ممکن است در تفسیر و مقایسه اطلاعات مربوط به ابزارهای مشتقه میان دوره‌های مختلف یا میان واحدهای تجاری مختلف با دشواری مواجه شوند.
از منظر ماهیت بازار، ویژگی‌های خاص بازارهای مالی ایران نیز بر کیفیت افشای ابزارهای مشتقه اثرگذار است. محدود بودن دامنه ابزارهای مشتقه مورداستفاده، نبود بازارهای فعال گسترده و نقش نسبتاً محدود این ابزارها در فعالیت بسیاری از واحدهای تجاری سبب می‌شود که افشای آنها در برخی موارد به‌عنوان موضوعی فرعی تلقی شود. این امر می‌تواند منجر به ارائه افشاهای مختصر و حداقلی شود که تمامی ابعاد ریسک و آثار بالقوه این ابزارها را منعکس نکند.
در کنار این مسائل، مقایسه افشای ابزارهای مشتقه در استاندارد حسابداری شماره ۳۷ با الزامات IFRS7 نشان می‌دهد که تفاوت‌ها صرفاً در میزان جزئیات نیست، بلکه در فلسفه افشا نیز نمود پیدا می‌کند. IFRS7 بر پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان بیرونی، به‌ویژه سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان، تأکید دارد و افشا را ابزاری برای درک بهتر ریسک و عدم قطعیت تلقی می‌کند. در مقابل، استاندارد حسابداری شماره ۳۷ بیشتر بر ارائه اطلاعات اساسی و اجمالی تمرکز دارد که این موضوع می‌تواند دامنه کاربرد اطلاعات افشاشده را محدود سازد.
چالش هماهنگی افشاهای ارائه‌شده بر اساس استاندارد حسابداری شماره ۳۷ با سایر اجزای صورت‌های مالی نیز قابل‌توجه است. ازآنجاکه افشاهای مرتبط با ابزارهای مشتقه معمولاً به‌صورت خلاصه ارائه می‌شوند، ارتباط آنها با اقلام شناسایی‌شده در صورت سود و زیان یا ترازنامه ممکن است به‌صورت شفاف برقرار نشود. این موضوع، به‌ویژه برای استفاده‌کنندگانی که قصد تحلیل آثار ریسک‌های مالی بر عملکرد واحد تجاری را دارند، اهمیت بیشتری می‌یابد.
با این وجود، باید توجه داشت که استاندارد حسابداری شماره ۳۷ در بستر خاص اقتصادی و نهادی ایران تدوین شده است و هدف آن، ایجاد تعادلی میان الزامات گزارشگری و قابلیت اجرای آنها توسط واحدهای تجاری بوده است. از این منظر، چالش‌های افشای ابزارهای مشتقه را می‌توان تا حدی ناشی از تفاوت سطح توسعه بازارهای مالی، ساختار اقتصادی و نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان در مقایسه با محیط‌های مشمول IFRS دانست.
در مجموع، افشای ابزارهای مشتقه مالی در چهارچوب استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران با چالش‌هایی همچون محدود بودن دامنه افشا، نبود راهنمایی‌های تفصیلی، تفاوت در فلسفه افشا نسبت به IFRS7 و ویژگی‌های خاص بازار مالی ایران همراه است. بررسی این چالش‌ها و مقایسه اجمالی آنها با الزامات IFRS7، زمینه‌ای را فراهم می‌کند تا در بخش پایانی مقاله، جمع‌بندی کلی از یافته‌ها و ارائه نتیجه‌گیری نهایی صورت گیرد.

نتیجه‌گیری
ابزارهای مشتقه مالی به‌دلیل ماهیت قراردادی، ارزش‌گذاری مبتنی بر متغیرهای بازار و ارتباط تنگاتنگ با مدیریت ریسک، از جمله پیچیده‌ترین اقلام در گزارشگری مالی محسوب می‌شوند. این پیچیدگی نه‌تنها فرآیند شناسایی و اندازه‌گیری آنها را با چالش مواجه می‌سازد، بلکه افشای اطلاعات مرتبط با این ابزارها را نیز به یکی از حساس‌ترین بخش‌های گزارشگری مالی تبدیل کرده است. مرور و بررسی بخش‌های مختلف مقاله نشان می‌دهد که چالش‌های اندازه‌گیری ابزارهای مشتقه عمدتاً ناشی از اتکای گسترده به ارزش منصفانه، استفاده از مفروضات و برآوردها و نبود قیمت‌های قابل‌مشاهده در بازارهای فعال است. این عوامل، عدم قطعیت ذاتی در اندازه‌گیری را افزایش می‌دهند و می‌توانند بر قابلیت اتکای اطلاعات مالی تأثیرگذار باشند. در عین حال، استانداردهای حسابداری تلاش کرده‌اند با ارائه چهارچوب‌های مفهومی مشخص، تا حدی این عدم‌قطعیت را مدیریت‌پذیر سازند.
در حوزه افشا، IFRS7 با تأکید بر ارائه اطلاعات کمی و کیفی گسترده، رویکردی مبتنی بر شفاف‌سازی ریسک‌ها و آثار ابزارهای مالی بر وضعیت مالی واحد تجاری را اتخاذ کرده است. با این حال، حجم بالای افشاها، پیچیدگی مفاهیم و وابستگی اطلاعات به مفروضات تحلیلی، چالش‌هایی را در زمینه قابلیت فهم و اجرای عملی این الزامات ایجاد می‌کند. در مقابل، استاندارد حسابداری شماره ۳۷ ایران با رویکردی کلی‌تر و اجمالی‌تر، افشای ابزارهای مشتقه را در سطحی محدودتر ساماندهی کرده است؛ رویکردی که تا حدی متناسب با ویژگی‌های بازار مالی و بستر نهادی ایران ارزیابی می‌شود.
مقایسه اجمالی این دو چهارچوب نشان می‌دهد که تفاوت‌ها بیش از آنکه صرفاً فناورانه یا فنی باشند، ریشه در تفاوت نیازهای اطلاعاتی، سطح توسعه بازارهای مالی و فلسفه گزارشگری دارند. در نهایت، شناخت این چالش‌ها می‌تواند به درک بهتر کیفیت گزارشگری ابزارهای مشتقه مالی کمک کند و زمینه‌ای را برای تحلیل دقیق‌تر نقش استانداردهای حسابداری در ارتقای شفافیت و تصمیم‌گیری اقتصادی فراهم آورد.

منابع
۱- سازمان حسابرسی. (۱۳۹۶). استاندارد حسابداری شماره ۳۷: ابزارهای مالی؛ افشا. تهران: سازمان حسابرسی.
۲- سازمان حسابرسی. (۱۳۹۶). نشریه الزامات و راهنمای کاربرد استانداردهای حسابداری. تهران: سازمان حسابرسی.
۳- کمیته تدوین استانداردهای حسابداری. (۱۳۹۵). گزارش مقدماتی تدوین استاندارد ابزارهای مالی در ایران. تهران: سازمان حسابرسی.
۴- رضایی، م و احمدی، س. (۱۳۹۸). ابزارهای مشتقه مالی و چالش‌های گزارشگری آنها در ایران. فصلنامه حسابداری و حسابرسی ایران، ۱۱(۲)، ۶۸-۴۵
۵- کریمی، ح و حسینی، ع. (۱۳۹۹). افشای ریسک‌های مالی و نقش آن در تصمیم‌گیری استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی. پژوهش‌های حسابداری مالی، ۱۲(۳)، ۱۱۲-۸۹

۶- Barth, M. E., Landsman, W. R., & Lang, M. H. (2008). International accounting standards and accounting quality. Journal of Accounting Research, 46(3), 467–۴۹۸٫ https://doi.org/10.1111/j.1475-679X.2008.00287.x
۷- Choi, F. D. S., & Meek, G. K. (2018). International accounting. (9th ed.). Pearson Education.
۸- Hull, J. C. (2022). Options, futures, and other derivatives. (11th ed.). Pearson Education.
۹- International Accounting Standards Board. (2023). IFRS 7: Financial instruments—Disclosures. IFRS Foundation.
۱۰- International Accounting Standards Board. (2023). IFRS 9: Financial instruments. IFRS Foundation.

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *